![]() |
![]() |
|
| ادبی شعرهای نو اجتماعی |
|
به چشم های همیشه نمازت سوگند پاک تر از دو بیتی هایت نوشته می شوم این گورکن جوان است که هر شب برای خاک کردن گناه چشم های مرا می خواهد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 9:44 توسط هاله |
|
|
سوره به سوره سجده به سجده ولگرد شدم ببین چگونه لای رکوع های نشسته ام دست و پا می زنم آن قدر تا برای خودم مستحب شوم و به تکرار دانه های تسبیح عادت کنم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 13:21 توسط هاله |
|
|
دو روز بعد از این که من بپرسم یادت هست آن وقت ها شماره ها ۷ رقمی بود و سر تکان بدهی که اوهوم بعد فکر کنی باز قرصهای فراموشیت را فراموش کرده ای یا حافظه ی من مثل اسب است تو می میری و من یادم می رود خاکت کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 18:0 توسط هاله |
|
|
دست از سرم بردار می خواهم بمیرم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 10:55 توسط هاله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
| پیوندها |
|
فرصت دوباره ، آفتاب عروس همان که در استخاره بد آمده بود راه پله پریسا |
|
RSS
|