تبليغاتX
قصه ی رنگ پریده
ادبی شعرهای نو اجتماعی
 

در گوشه ای از اتاقی دور

کودکی گریه می کند

و اشکهایش را

بر دفتر خاطرات من می ریزد

 

حق با تو بود

ما نباید بزرگ می شدیم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 19:45  توسط هاله | 
 

قصه ی رنگ پریده